یکــ دنیـــا نـــگاهـــ میخاهمـــ؛ از جنســـــ تــــــــــــو...
هیچی پیدا نکردم که
بشه با اون تولدتو تبریک گفت...
هرچی گشتم چیزی یافت نشد اما
آنچه یافت می نشود آنم آرزوست...!
(شایدم دنیا کوچیکتر از اونه که تبریکی برای تو داشته باشه !! )
______________
دارم هی حرف میزنم
هی الکی و (حتی شاید) بی دلیل، کلمه ها رو پشت سر هم ردیف میکنم
تا شاید حرفی برای گفتن پیدا کنم!! :(
(همیشه روزایی که خیلی انتظارشونو میکشیم همینطوری میشه :(( )
بذار راحت بگم:
حرفی ندارم برای گفتن.
دلم فقط نگاه میخاد..
یدنیا نگاه..
از جنس تو..
فقط یچیزی..
تولدتـــــــــــــــــ مبارکــــــــــــــــــــ باباییـــــــــــــــــــ
خیلی دوست دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــ
+> ادامه مطلب همیناییه که اینجاس فقط عکس دارن.
++> فک میکردم امروز خیلی بهتر از اینی ک شد بشه ولی نشد... :(
+++> یچی دیگه م میخاستم بگم ولی یادم رفت!! :دی
++++> (تقریبا!) یه مشکلی پیش اومده برام؛ لطفا دعا کنید حل بشه.. درواقع دعا کنید پیش نیاد.. (ممنون)
برچسبها: بی تو نوشت, بغض نوشت
ادامه مطلب