تبليغاتX
ــــــــــــ

ــــــــــــ

و مهربانیت از دور چه نزدیک است

یکــ دنیـــا نـــگاهـــ میخاهمـــ؛ از جنســـــ تــــــــــــو...

هرچی هرجا رو گشتم


هیچی پیدا نکردم که


بشه با اون تولدتو تبریک گفت...


 هرچی گشتم چیزی یافت نشد اما


آنچه یافت می نشود آنم آرزوست...!

 

(شایدم دنیا کوچیکتر از اونه که تبریکی برای تو داشته باشه !! )


______________


دارم هی حرف میزنم


هی الکی و (حتی شاید) بی دلیل، کلمه ها رو پشت سر هم ردیف میکنم


تا شاید حرفی برای گفتن پیدا کنم!! :(


(همیشه روزایی که خیلی انتظارشونو میکشیم همینطوری میشه :(( )



بذار راحت بگم:


حرفی ندارم برای گفتن.


دلم فقط نگاه میخاد..


یدنیا نگاه..


از جنس تو..



فقط یچیزی..


تولدتـــــــــــــــــ مبارکــــــــــــــــــــ باباییـــــــــــــــــــ


خیلی دوست دارم






ــــــــــــــــــــــــــــــ

+> ادامه مطلب همیناییه که اینجاس فقط عکس دارن.

++> فک میکردم امروز خیلی بهتر از اینی ک شد بشه ولی نشد... :(

+++> یچی دیگه م میخاستم بگم ولی یادم رفت!! :دی

++++> (تقریبا!) یه مشکلی پیش اومده برام؛ لطفا دعا کنید حل بشه.. درواقع دعا کنید پیش نیاد.. (ممنون)



برچسب‌ها: بی تو نوشت, بغض نوشت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1391 ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط دختر بابا! | 


عجب پارادوکسی دارد بودنم با تو...!!





























































































































( وقتی تو نیستی

نه هست های ما(من) چونانکه بایدند

                                  نه باید ها...

مثل همیشه آخر حرفم 

و حرف آخرم را  ، با بغض می خورم

 

عمری است  لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم... )





+>http://up.patoghu.com/images/2dwo9zllgo39ufgq9ww.jpg (عکسه)


برچسب‌ها: بی تو نوشت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط دختر بابا!


از عادی شدنت میترسم... :-S

از عادی شدن عزیزام میترسم..:(:(

میترسم روزی برسه که رفتارا و حرکات و حتی بودن کسایی که دوسشون دارم برام عادی بشه

یکی از بزرگترین کابوسای زندگیمه:((

میترسم روزی برسه که نسبت به محبتتات بی تفاوت بشم

میترسم از روزی که فک کنم این محبتا و مهربونیا وظیفته...

میترسم از روزی که عادی از کنارت رد بشم



ازین روزای دور و برم که (حس میکنم) داره خبرای بدی رو بهم میده..

داره خبر روزای ترسناکی رو بهم میده میترسمو متنفرم:(:-S


قبلنا حضورتو قبل ازبودنت حس میکردم

میفهمیدم ک قراره باشی

بودنتو خیلی بیشتر از حالا درک میکردم

بیشتر متوجه وجودت بودم

حتی توی خاب..!!

حتی وقتی خاب بودم و تو خییییلی آروم و بی صدا میومدی پیشم باز من میفهمیدم

بیدار میشدم..

حتی قبل ازین که بیای خابتو میدیدم

اگه حالت بد بود منم یهویی ، بدجور از خاب میپریدم..

اما حالا...


میای..

با کلی سروصدا!!


اما من..:(:(:( [خجالت][خجالت][خجالت][خجالت]




منو برگردون به اون روزا..:((:(


+>کاش بودی..:(


++> سوال: توی بلاگفا میشه فقط برای یه پست موزیک گذاشت؟؟ اگه میشه چجوری؟؟

+++> یه قسمتی رو اضافه کردم که شمارنده صلواته.. (فک نمیکنم توضیحی لازم داشته باشه.. اینم گفتم فقط برای اطلاع رسانی:) )

++++> قبلنا کسیکه که کامنت میذاشت (اگه جواب لازم داشت) تو وب خودش بهش جواب میدادم.. من بعد(یعنی از دوسه تا پس قبل به بعد) پایین کامنتش ج میدم.. گفتم که اگه یوقت چیزی گفتین ک جواب لازم داشت فک نکنین که بی احترامی ای شده و جواب ندادم:):)


برچسب‌ها: بغض نوشت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391 ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط دختر بابا! | 


علاقه ی (شاید) عجیب..!؟؟!!!

نمیدونم چ سریه ک توی اس ام اس میتونم به اندازه همه دنیا بهت محبت کنم

و بهت هزار بار بگم که دلم برات تنگ شده...

نه یه یذره خجالت میکشم

نه ضربان قلبم و  تنفسم تغیری میکنه

نه هول میشم

نه نگرانی ای دارم

نه هیچ چیز دیگه

اما اگه فقط بخام اینا بزیون بیارم

یا بهت زنگ بزنم بگم

اصنبرای گفتن اینا هم نه

همینطوری ام ک بخام بهت بزنگم

باز تموم تنم میلرزه

و دستام یخ میزنه..

ضربان قلبم ب 1000 میرسه

نفسم تند میشه

اصلا کلا داغون میشم!!!!!!


نمیدونم صدات چ رازی داره که وقتی

حرف میزنی دلم میخاد ساکت بشم....

هیچی نگم و فقط تو بگی و من گوش بدم


وقتی صداتو میشنوم دبم میخاد همــــه دنیــــــــا ساکت بشه

وفقط صدای تو باشه...


چکار کنم؟؟

دوست دارم دیگه...


نمیدونم...

شاید هرکی اینا رو بخونه تعجب کنه...

براش عجیب باشه این مدل علاقه ی یه دختر به باباش..

راستش برای خودمم یکم عجیبه!!


هرچی که هس..

عجیب یا طبیعی و عادی.. نمیدونم.... !؟


فقط همینو میدونم ک دوست دارم بابایـــــــــــی...

بیشتر از هرکس دیگه ای...

محبوبترینمی...



+>دوستت دارم امــــا عاشقت نیستم......(خدارو شکر!)

++>بدجور دلتنگتم:(:(:((


برچسب‌ها: بغض نوشت
+ نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391 ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط دختر بابا! |